تماس با ما

درگیری

اشتون خواستار نشست اضطراری دوم در اوکراین

به اشتراک بگذارید:

منتشر شده

on

ما از ثبت نام شما برای ارائه محتوا به روشهایی که شما رضایت داده اید و درک ما از شما را بهبود می بخشد ، استفاده می کنیم. در هر زمان می توانید اشتراک خود را لغو کنید.

o-UKRAINE-facebookقرار است وزرای امور خارجه اتحادیه اروپا در تاریخ 3 مارس در بروکسل برای مذاکرات اضطراری درباره اوضاع در اوکراین برگزار شود ، دومین جلسه در کمتر از دو هفته.

آنها برای اولین بار در 20 فوریه ، هنگامی که اعضای رژیم ویکتور یانوکوویچ ، رئیس جمهور اوکراین را مسئول مرگ و سرکوب در کیف تشخیص دادند ، برای گفتگوهای اضطراری دیدار کردند. پارلمان اوکراین در 22 فوریه یانوکوویچ را برکنار کرد.

اعلامیه جلسه جدید بحران در حالی اعلام شد که ولادیمیر پوتین رئیس جمهور روسیه از مجلس اعلی مجلس برای استفاده از نیروهای روسی در اوکراین تصویب کرد و کیف مسکو را به اعزام هزاران سرباز به کریمه متهم کرد.

تبلیغات

مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا در توییتر خود گفت: "اشتون با شورای خارجه فوق العاده در مورد تحولات اوکراین تماس می گیرد. دوشنبه ، 3 مارس. جلسه از ساعت 13 CET آغاز می شود."

کرملین گفت که رئیس جمهور پوتین هنوز تصمیم به استقرار نیروها نگرفته است اما رهبران اوکراین "بسیج ملی" را پیشنهاد دادند و شورای امنیت سازمان ملل گفتگوهای اضطراری را خواستار شد.

وزیر امور خارجه بلژیک ، دیدیه ریندرز گفت: "ما باید همه طرفهای اوکراین را تحت فشار قرار دهیم تا دور یک میز بنشینند و از این تشدید جلوگیری کنند."

تبلیغات

"ما نباید فراموش کنیم که قفقاز در گذشته یک بشکه پودر بود. به همین دلیل اروپا باید با یک صدا صحبت کند و به اشتباهات پایان دهد."

نخست وزیر لهستان ، دونالد توسک ، وحدت را اصرار کرد و گفت که اتحادیه اروپا باید "سیگنال روشنی" بدهد که هیچ عمل متجاوزانه ای قابل تحمل نیست.

توسک گفت که همه در اتحادیه اروپا "به اوضاع جدی و خطرات پیش روی اروپا و این منطقه پی نبرده اند".

وزیر امور خارجه سوئد در توییتر خود گفت که وضعیت "بدترین بحران اروپا از مدت ها قبل است. ما به یک اتحادیه اروپا قوی در اروپای بی ثبات نیاز داریم."

پس از این جلسه ، کاترین اشتون در 5 مارس قصد دارد به کیف سفر کند ، زیرا اتحادیه اروپا همچنان به کار خود ادامه می دهد تا نوعی بسته کمک برای دولت جدید جمع کند. او در ابتدا سفر خود را برای دیدار از کیف برای دوشنبه برنامه ریزی کرده بود.

روز پنجشنبه ، رئیس سیاست خارجی اتحادیه اروپا قرار است با سرگئی لاوروف وزیر خارجه روسیه دیدار کند.

در 28 فوریه ، هرمان ون رومپوی رئیس شورای اروپا با رئیس جمهور روسیه ولادیمیر پوتین در مورد آخرین تحولات صحبت کرد.

طبق گزارش ها ، دولت جدید طرفدار اتحادیه اروپا می خواهد توافق نامه انجمن خود با اتحادیه اروپا را در اجلاس سران اتحادیه اروپا در 20 تا 21 مارس امضا کند.

توافق نامه اتحادیه بین اتحادیه اروپا و اوکراین در مارس 2012 منعقد شد و توافق نامه عمیق و جامع تجارت آزاد (DCFTA) نیز توافق شد. اتحادیه اروپا خواستار امضای این معاملات در اجلاس 28-29 نوامبر ویلنیوس در مورد مشارکت شرقی بود ، اما برنامه های آن توسط رئیس جمهور وقت ویکتور یانوکوویچ از خط خارج شد. به دنبال خبر عدم موفقیت یانوکوویچ در امضای توافق نامه با اتحادیه اروپا در ویلنیوس ، صدها هزار اوکراینی در "اعتراضات یورو میدان" به خیابان ها آمدند و خواستار استعفا شدند.

سخنگو: اتحادیه اروپا اشتون صرف نظر از اوکراین بحران

بلژیک

لژیون انگلیس به دنبال ماجرای تلفات جنگ جهانی دوم است

منتشر شده

on

دو بریتانیایی ، که در جریان جنگ رعد اسا جنگ جهانی دوم کشته شدند ، در میان تعداد بی شماری از رزمندگان سابق بلژیکی در قبرستان زیبای فلاندی Peutie استراحت می کنند. روزنامه نگار سابق انگلیس ، دنیس ابوت اخیراً در هفته بزرگداشت آتش بس در ماه نوامبر به نمایندگی از لژیون سلطنتی انگلیس بر روی قبور صلیب کشید.

اما او همچنین به دنبال پاسخ است.

آن دو پسر جوان انگلیسی در واقع در Peutie چه می کردند؟ و مهمتر از همه: لوسی و هانا ، دو زن بلژیکی که سالها قبور خود را حفظ کردند ، چه کسانی هستند؟

تبلیغات

ابوت 20 سال است که در بلژیک زندگی می کند. او روزنامه نگار سابق ، از جمله خورشید و آینه روزانه در لندن و متعاقباً سخنگوی کمیسیون اروپا بود. وی همچنین یکی از اعضای خیریه سلطنتی بریتانیا است که برای حمایت از اعضای دوره خدمت و سابق نیروی دریایی سلطنتی ، ارتش انگلیس و نیروی هوایی سلطنتی و همچنین خانواده هایشان سرمایه جمع می کند.

یکی از وظایف آنها همچنین زنده نگه داشتن یاد و خاطره کسانی است که برای آزادی ما جان باخته اند. در واقع ، ابوت در عراق برای نیروهای انگلیسی در سال 2003 یک ذخیره بود.

ابوت می گوید: "به مناسبت بزرگداشت سالانه آتش بس ، من داستان های مربوط به نبرد بلژیک در ماه مه 1940 را جستجو کردم." "من گور دو سرباز انگلیسی از پاسداران Grenadier را در Peutie کشف کردم. آنها لئونارد" لن "والترز و آلفرد ویلیام هوآر هستند. هر دو در شب 15 تا 16 مه درگذشتند. لن به سختی 20 ساله بود و آلفرد 33 ساله. من کنجکاوید که چرا آخرین مکان استراحت آنها در قبرستان روستا است و در یکی از گورستانهای بزرگ جنگ در بروکسل یا هورلی نیست.

تبلیغات

"من مقاله ای را در یک روزنامه استانی انگلیس یافتم که توضیح می داد این دو سرباز ابتدا در محوطه یک قلعه محلی - احتمالاً باتنبورچ - دفن شدند و سپس به قبرستان روستا منتقل شدند."

ابوت افزود: "این پرونده مرا رها نمی كند. من بررسی كرده ام كه ​​سربازان در Peutie چگونه به سرانجام رسیده اند. ظاهراً گردان 1 گارد گلنادیر در كنار گروهان ششم هنگ بلژیك جنگید. اما در هیچ جا اشاره خاصی نشده است. از حمله آلمان به Peutie یافت می شود.

"نیروهای بلژیکی و انگلیسی در هنگام عقب نشینی مرحله ای آن سوی کانال بروکسل-ویلبروک و سپس به ساحل کانال ، در یک اقدام عقب جنگ کردند.

"به نظر می رسد Peutie مقر فرعی هنگ Jagers te Voet بوده است. حدس من این است كه كاركنان هنگ و محافظان انگلیس ممكن است در قلعه باتنبرچ اسكان داده شده باشند. بنابراین این قلعه هدف آلمانی ها بوده است.

"آیا والترها و هوآر از محل محافظت می كردند؟ آیا آنها برای اطمینان از محافظ عقب در عقب نشینی ثابت به سمت دانكرک به جگرس ته ووت اعزام شدند؟ یا آیا آنها در هنگام جنگ از هنگ خود جدا شدند؟"

"تاریخ روی سنگ یادبود ، 15-16 مه 1940 ، نیز عجیب است. چرا دو تا خرما؟

"سو susp ظن من این است که آنها شبانه در هنگام گلوله باران دشمن یا در نتیجه حمله شبانه توسط لوفت وافه کشته شده اند. در هرج و مرج جنگ ، نمی توان رد کرد که آنها قربانیان "آتش دوستانه" بوده اند. "

ابوت همچنین کشف کرده است که دو زن از Peutie ، لوسی و هانا ، سالها از قبرهای لن و ویلیام مراقبت می کردند.

"این مرا جذاب می کند. رابطه آنها با سربازان افتاده چگونه بود؟ آیا آنها آنها را می شناختند؟ من فکر می کنم لوسی مرد. سوال این است که آیا هانا هنوز زنده است. بستگان آنها احتمالاً هنوز در Peutie زندگی می کنند. آیا کسی بیشتر می داند؟ از هر دو قبر کسی گلهای داوودی زیبایی را گذاشته است. "

ادامه مطلب

درگیری

ابتکار صلح فوتبال جوانان برای منطقه درگیری گرجستان

منتشر شده

on

یک طرح صلح در گرجستان که به طور گسترده مورد ستایش قرار گرفته است درخواست تجدید نظر در مورد سرمایه گذاری تازه ضروری را ایجاد کرده است. پروژه صلح بین المللی در منطقه درگیری گرجستان به دلیل کمک به آشتی دادن همه طرفها در جدال با عنوان "جنگ فراموش شده" اروپا مورد ستایش قرار گرفت. در تلاش برای ایجاد صلح طولانی مدت در منطقه ، یک پروژه بلند پروازانه برای راه اندازی زیرساخت های فوتبال در منطقه درگیری شهرداری گوری آغاز شد.

رئیس این طرح جورجی سامخارادزه ، داور فوتبال (مرکز تصویر) است که اکنون درخواست کمک مالی بین المللی را برای کمک به برنامه های خود کرده است.

وی گفت ، "پروژه ما بخشی از چندین شرکت تجاری تأمین مالی شده است اما قطعاً برای رسیدگی به وظایف ما کافی نیست. برعکس ، اوضاع بدتر شد ، از آغاز درگیری ، تنش در حال افزایش است. "

تبلیغات
تیم های گرجستان و اوستیای جنوبی

تیم های گرجستان و اوستیای جنوبی

حدود 250,000،XNUMX دلار تاکنون از چند سرمایه گذار جمع شده است و این امر به زهکشی کشیده و زمین مصنوعی است اما برای تحقق کامل پیشنهادات وی نیاز به سرمایه گذاری بیشتر از طرف اهدا کنندگان است. حمایت از شورای تجارت اتحادیه اروپا / جورجیا نیز حاصل شده است و سامخارادزه امیدوار است که کمک ها از بخش های دولتی و خصوصی صورت گیرد.

حمایت از آنچه که هنوز یک موسسه خیریه است از طرف پارلمان گرجستان صورت گرفته است که نامه ای سرگشاده نوشته و درخواست سرمایه گذاری برای آنچه که به عنوان یک اقدام صلح محلی بسیار مهم تلقی می شود ، است.

پارلمان گرجستان اولویت خود را به پروژه صلح بین المللی ارگنتی داده است ، یک سند دولتی برای جستجوی سازمان های اهدا کننده ، بودجه مورد نیاز برای رشد کودکان در منطقه درگیری با کمک زیرساخت های مناسب و ترویج توسعه سیستماتیک صلح از طریق ورزش و فرهنگ

تبلیغات
جورجی سامخارادزه درباره پروژه صلح توضیح می دهد

جورجی سامخارادزه درباره پروژه صلح توضیح می دهد

این نامه که توسط رئیس کمیته ادغام اروپا پارلمان ، دیوید سونگولاشویلی ، نماینده ارشد گرجستان نوشته شده ، به شدت پروژه ای را پیشنهاد می کند که ، به گفته وی ، "آشتی جوامع جورجیا و منطقه تسخینوالی را لمس می کند - یک مسئله بسیار برجسته برای گرجستان ، و همچنین شرکای بین المللی آن. "

وی گفت ، توسعه پروژه موجود "ارتباط بین مردم ، فرایندهای گفتگو و آشتی جوانان از هر دو طرف خط مرزی اداری را تسهیل می کند."

وی می نویسد که کمیته "کاملاً معتقد است که اهداف و نتایج مورد انتظار این پروژه واقعاً با جهت غربی توسعه کشور مطابقت دارد ، زیرا حل مسالمت آمیز منازعات و تمامیت ارضی در مرزهای شناخته شده بین المللی ارزشهایی است که ما و شرکای بین المللی خود داریم به شدت متعهد هستند. "

سونگولاشویلی حمایت مجلس از این پروژه را تأیید می کند و سامخارادزه را به عنوان "یک شریک بالقوه با ارزش" توصیه می کند.

وی نتیجه گیری می کند ، "ما واقعاً امیدواریم که شاهد پیشرفت و پیشرفت این پروژه متناسب با منافع کشور باشیم."

جشن فینال جام!

جشن فینال جام!

سامخارادزه به این سایت گفت که از مداخله پارلمان گرجستان استقبال می کند ، و افزود ، "گرجستان کشوری حاکم بر پارلمان است و وقتی پارلمان جورجیا و کمیته ادغام اروپا از چنین پروژه صلح بین المللی حمایت می کنند ، امیدوارم که کمیسیون اروپا احساس می کنید مجبورید از پروژه ما حمایت مالی کنید. "

وی گفت که اکنون امیدوار است که از طریق اتحادیه اروپا "کمک عملی" برای ابتکار عمل را ببیند.

او می گوید که چنین تلاشهایی اکنون به دلیل افزایش نگران کننده تنش در منطقه از اهمیت بیشتری برخوردار است.

ارگنتی یکی از دهکده های بی شماری است که در کنار خط مرزی اداری (ABL) ، مرزبندی بین گرجستان و منطقه تسخینوالی یا اوستیای جنوبی واقع شده است. به دنبال جنگ جورجیا و روسیه در آگوست 2008 ، نرده های سیم خاردار بر روی ABL نصب شد که مانع از آزادی حرکت مردم و کالاها می شود.

در گذشته ، اتحادیه اروپا تلاش های پروژه را تحسین کرده است اما امید این است که این حمایت به کمک مالی تبدیل شود.

در حالی که رئیس کمیسیون اروپا ، خانم اورسولا فون در لاین و رهبری پارلمان اروپا نامه های پشتیبانی خود را ارسال کرده اند ، تلویزیون های گرجی اخبار مربوط به این پروژه را پخش کرده اند.

سامخارادزه گفت ، "این پروژه صلح بین المللی نیاز به مشارکت عملی سرمایه گذاران دارد"

 

جورجی سامخارادزه مصاحبه های تلویزیونی پس از مسابقه انجام می دهد

جورجی سامخارادزه مصاحبه های تلویزیونی پس از مسابقه انجام می دهد

یک موفقیت آشکار تاکنون ساخت یک استادیوم فوتبال موقت برای استفاده توسط افراد محلی ، واقع در 300 متری خط مرزبندی موقت در ارگنت بوده است. اخیراً یک مسابقه فوتبال دوستانه برگزار شد که متشکل از افراد محلی منطقه درگیری بود. این رویداد در نزدیکی مرز اوستیان و 300 صد متری از تسخینوالی و خانواده های محلی کسانی که در آن شرکت می کردند ، برای پرداخت هزینه های برگزاری این رویداد ، شرکت کردند.

این رویداد بسیار نمادین بود و همچنین تاریخ وقوع آن ، در ماه آگوست - در آگوست سال 2008 بود که جنگ تلخ ، هرچند کوتاه آغاز شد. نمایندگان دولت محلی و هیئت نظارت اتحادیه اروپا در گرجستان (EUMM) از جمله حاضران بودند.

سامخارادزه گفت ، "آنها به ما بخشهای گرم زیادی گفتند و همه ما را به ادامه فعالیتهای خود تشویق کردند."

وی به خبرنگار اتحادیه اروپا گفت كه هدف در حال حاضر هماهنگی با شرکای مختلف "برای ایجاد زیرساخت های لازم در منطقه درگیری به منظور مشاركت جوانان در فعالیت های ورزشی و فرهنگی است."

وی اضافه می کند ، "وجود زیرساخت های مناسب برای همه رویدادها و محیطی مناسب برای معلمان و کودکان ضروری است ، تا اشتیاق آنها را از دست ندهند بلکه در جستجوی آینده بهتر بسازند."

ارگنتی در سال 2008 به شدت آسیب دید و یک خط تقسیم موقتی از طریق روستا عبور کرد.

وی افزود: "به همین دلیل است كه ما باید زیرساخت های خوبی برای همه ایجاد كنیم. ما جنگ نمی خواهیم ، برعکس ، ما متعهد به صلح هستیم. "

وی اضافه می کند ، "ما افراد حرفه های مختلفی هستیم كه به یك هدف بزرگ متعهد هستند - توسعه هر دو جوان و اشتغال در منطقه درگیری."

در درازمدت او می خواهد سایر ورزشها و فعالیتها مانند راگبی ، دو و میدانی و رویدادهای فرهنگی ، هنری و مذهبی را ببیند.

 

ارائه جام

ارائه جام

وی گفت: "لازم است زیرساخت های مناسبی برای چنین رویدادهایی فراهم شود و محیطی مناسب برای معلمان ورزش و رویدادهای فرهنگی و كودكان فراهم شود تا اشتیاق آنها را از دست ندهند اما در جستجوی آینده بهتر بسازند." ایالت ها.

به گفته وی ، پروژه مهیج - واقع در یک هکتار زمین - که وی سرپرستی آن را خواهد داشت ، به منظور تسهیل آشتی بین اوستیایی ها و گرجی ها همراه با توسعه روستاهای نزدیک به محله نیز ادامه خواهد داشت.

از زمان فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی ، این منطقه به عنوان برف منبع تنش بوده است. پس از یک جنگ کوتاه بین روسیه و گرجستان در سال 2008 ، متعاقباً مسکو اوستیای جنوبی را به عنوان یک کشور مستقل به رسمیت شناخت و فرایند روابط نزدیکتر را آغاز کرد که گرجستان آن را الحاق موثر می داند.

حدود 20٪ از خاک گرجستان توسط فدراسیون روسیه اشغال شده است و اتحادیه اروپا سرزمین های اشغال شده توسط روسیه را به رسمیت نمی شناسد.

کودکان از هر دو طرف خط درگیری با فوتبال متحد شده اند

کودکان از هر دو طرف خط درگیری با فوتبال متحد شده اند

قبل از جنگ ، بسیاری از افراد در ارگنتی محصولات کشاورزی خود را با قلمرو مجاور که اکنون تحت اشغال است تجارت می کردند. علاوه بر این ، بازار ارگنتی یک نقطه مهم و مهم اجتماع اقتصادی-اقتصادی بود که در آن گرجی ها و اوسی ها برای تجارت به یکدیگر ملاقات می کردند.

سامخارادزه امیدوار است ، با پروژه پیشگام خود ، بتواند اوقات خوب را حداقل در این قسمت از کشور زادگاهش بازگرداند. وی اظهار داشت ، این پروژه الگویی برای سایر درگیری های مشابه در سراسر جهان است.

اکنون باید امیدوار بود که ، علی رغم اینکه جهان درگیر بیماری همه گیر بهداشت جهانی و تأثیر مالی مربوطه است ، صداهای مثبت حاصل از این قسمت کوچک اما آشفته اروپا ، در راهروهای قدرت در بروکسل طنین انداز خواهد شد - و فراتر.

 

ادامه مطلب

درگیری

وقتی حقیقت آسیب می زند: مالیات دهندگان ایالات متحده و انگلیس چگونه از پیروزی شوروی در "جنگ بزرگ میهنی" اطمینان حاصل کردند

منتشر شده

on

در 8 ماه مه ، هنگامی که بقیه جهان متمدن در حال یادآوری قربانیان جنگ جهانی دوم بودند ، حساب رسمی توییتر کاخ سفید توئیتی در مورد پیروزی ایالات متحده و انگلیس بر نازیسم که 75 سال پیش روی داد ، منتشر کرد. جانیس Makonkalns ، روزنامه نگار و وبلاگ نویس آزاد لتونی می نویسد.

این توئیت انتقادات قابل توجه مقامات روسی را که از این موضوع عصبانی شده بودند که ایالات متحده جرأت اعتقاد بر این را دارد که به نوعی به دستیابی به پیروزی کمک کرده است ، جلب کرد ، و روسیه را به عنوان پیروز اصلی - یا حتی تنها - در جنگی که خود باعث شده ، نادیده گرفت. به گفته مقامات روسی ، این تلاش ایالات متحده برای بازنویسی تاریخ جنگ جهانی دوم است.

جالب اینجاست که این احساسات همچنین مورد حمایت الکساندر ناوالنی ، فعال مخالف ضد کرملین بود که وی همچنین از واشنگتن به دلیل "تفسیر اشتباه تاریخ" انتقاد کرد و افزود: 27 میلیون روس (!) جان خود را در جنگ از دست دادند - نه شهروندان شوروی با ملیتهای مختلف.

نه مسکو رسمی ، نه ناوالنی ، که کاملاً در غرب مورد احترام است ، کوشیدند هیچ حقایقی را برای استدلالهای خود ارائه دهند که می تواند آنچه را که حساب رسمی توییتر کاخ سفید اعلام کرده بود را رد کند. به تعبیر آمریکایی ، استدلال های روسیه در مورد تاریخ جنگ جهانی دوم چیزی بیش از یک گلوله از چنگ زدن نیست.

تبلیغات

از این گذشته ، چنین نگرشی از سوی مقامات و سیاستمداران روسی کاملاً طبیعی است ، زیرا مسکو مدرن هنوز جنگ جهانی دوم را منحصراً از طریق منشور اسطوره های تاریخی ساخته شده در دوران اتحاد جماهیر شوروی می بیند. این امر باعث شده است كه مسكو (و دیگران) از باز كردن چشمان خود به واقعیت های زیادی خودداری كنند - واقعیت هایی كه مسكو از آن بسیار می ترسد.

در این مقاله چهار واقعیت در مورد تاریخ جنگ جهانی دوم ارائه می دهم که باعث ناراحتی روسیه و ترس از حقیقت می شود.

واقعیت شماره 1: جنگ جهانی دوم اگر اتحاد جماهیر شوروی اتحاد جماهیر شوروی پیمان Molotov-Ribbentrop را با آلمان نازی امضا نکرده بود ، اتفاق نمی افتاد.

تبلیغات

با وجود تلاش های مسکو برای تأمین این مسئله ، امروزه عملاً همه به خوبی می دانند که در 23 اوت 1939 اتحاد جماهیر شوروی اتحادیه جماهیر شوروی پیمان ضد تجاوز با NAZI آلمان امضا کرد. این معاهده حاوی پروتکل مخفی بود که مرزهای حوزه های اتحاد جماهیر شوروی و آلمان را در اروپای شرقی تعریف می کرد.

نگرانی اصلی هیتلر قبل از حمله به لهستان این بود که خود را همزمان در جبهه های غربی و شرقی نبرد کند. پیمان Molotov-Ribbentrop تضمین کرد که پس از حمله به لهستان ، دیگر نیازی به جنگ با اتحاد جماهیر شوروی نخواهد بود. در نتیجه ، اتحاد جماهیر شوروی مستقیماً مسئولیت ایجاد جنگ جهانی دوم را بر عهده دارد ، در واقع در آن طرف نازی ها جنگید ، که مسکو اکنون به شدت از آن بیزار است.

واقعیت شماره 2: شمار غیر قابل تصور از تلفات در طرف اتحاد جماهیر شوروی نشانه قهرمانی یا قاطعیت نبود ، بلکه عواقب بی توجهی مقامات شوروی بود.  

نمایندگان روسیه با بیان نقش تعیین کننده اتحاد جماهیر شوروی در جنگ جهانی دوم ، بر تعداد زیاد تلفات (تا 27 میلیون سرباز و غیرنظامی جان باختند) تأکید می کنند که اثبات قهرمانی ملت اتحاد جماهیر شوروی است.

در واقعیت ، تلفات به معنای قهرمانی یا تمایل مردم به دفاع از سرزمین مادری خود به هر قیمتی نیست ، همانطور که غالباً توسط سخنان تبلیغاتی مسکو مطرح می شود. واقعیت این است که این تعداد غیرقابل تصور فقط به این دلیل بود که رهبری اتحاد جماهیر شوروی نسبت به زندگی شهروندان خود بی تفاوت بود ، و همچنین این واقعیت که استراتژی های منتخب شوروی ها بی فکر بودند.

ارتش شوروی کاملاً آماده جنگ نبود ، زیرا تا آخرین لحظه استالین معتقد بود که هیتلر به اتحاد جماهیر شوروی حمله نخواهد کرد. ارتش ، که به توانایی های دفاعی توسعه یافته نیاز داشت ، در عوض آماده سازی برای جنگ تهاجمی (شاید امیدوار بود که به همراه آلمان بتواند نه تنها اروپای شرقی بلکه اروپای غربی را نیز تقسیم کند). علاوه بر این ، در دوران پاکسازی بزرگ 1936-1938 ، اتحاد جماهیر شوروی عمداً بیشترین قدرتمندترین رهبران نظامی ارتش سرخ را از بین برد ، زیرا استالین به سادگی به آنها اعتماد نمی کرد. این منجر به آن شد که رهبری اتحاد جماهیر شوروی چنان از واقعیت جدا شود که نتواند تهدیدی را که آلمان نازی به آن تحمیل کرده است درک کند.

نمونه بارز آن عدم موفقیت ارتش سرخ در جنگ زمستانی است. اطلاعات شوروی چنان از الزامات سیاسی استالین برای حمله به فنلاند وحشت داشت که عمداً در مورد دفاع ضعیف و ادعاهای طرفدار کرملین و طرفدار بلشویکی که توسط مردم فنلاند مشترک بود ، دروغ گفت. رهبری اتحاد جماهیر شوروی مسلم بود كه فنلاند كوچك را خرد خواهد كرد ، اما واقعیت معلوم شد كه یكی از شرم آورترین مبارزات نظامی قرن بیستم است.

از این گذشته ، ما نمی توانیم فراموش کنیم که سیستم اتحاد جماهیر شوروی هیچ اهمیتی برای مردمش نداشت. اتحاد جماهیر شوروی به دلیل عقب ماندگی از لحاظ فنی و استراتژیکی ، تنها با پرتاب اجساد سربازان خود در نازی ها می توانست با آلمان بجنگد. حتی در روزهای پایانی جنگ ، هنگامی که ارتش سرخ در حال نزدیک شدن به برلین بود ، مارشال ژوکوف به جای اینکه منتظر تسلیم شدن دشمن باشد ، همچنان هزاران سرباز شوروی را به یک مرگ بی معنی در میادین مین آلمانی اعزام می کرد.

بنابراین ، خیلی دیر نشده است که مقامات روسی بدانند که واقعیت این است که ایالات متحده و انگلیس تلفات بسیار کمتری نسبت به اتحاد جماهیر شوروی داشتند ، به این معنی نیست که آنها کمتر به نتیجه جنگ کمک کرده اند. در واقع به این معنی است که این کشورها با سربازان خود با احترام رفتار می کردند و ماهرانه تر از اتحاد جماهیر شوروی جنگیدند.

واقعیت شماره 3: پیروزی اتحاد جماهیر شوروی در جنگ جهانی دوم بدون کمک مادی ایالات متحده ، معروف به سیاست وام-اجاره ، امکان پذیر نبود.

اگر در 11 مارس 1941 ، كنگره آمریكا تصمیم به ارائه كمكهای مادی به اتحاد جماهیر شوروی نكرد ، اتحاد جماهیر شوروی حتی در از دست دادن كنترل مسكو ، متحمل خسارات ارضی و تلفات انسانی نیز می شد.

برای درک میزان این کمک ، من ارقام ارائه می کنم. پول مالیات دهندگان آمریکایی 11,000 فروند هواپیما ، 6,000 تانک 300,000 وسیله نقلیه نظامی و 350 لوکوموتیو را به اتحاد جماهیر شوروی تحویل داد. علاوه بر این ، اتحاد جماهیر شوروی همچنین تلفن ها و کابل هایی را برای اطمینان از برقراری ارتباط در میدان نبرد ، مهمات و مواد منفجره ، مواد و ابزار و مواد اولیه برای کمک به تولید نظامی اتحاد جماهیر شوروی و حدود 3,000,000،XNUMX،XNUMX تن مواد غذایی دریافت کرد.

به غیر از اتحاد جماهیر شوروی ، آمریكا در مجموع 38 كشور كه ​​علیه آلمان نازی جنگیده بودند ، كمكهای مادی ارائه كردند. واشنگتن برای تنظیم این زمان ، 565 میلیارد دلار هزینه کرد و از این طریق 127 میلیارد دلار توسط اتحاد جماهیر شوروی دریافت کرد. من فکر می کنم هیچ کس از دانستن اینکه مسکو هرگز هیچ یک از پول را بازپرداخت نمی کند تعجب نخواهد کرد.  

علاوه بر این ، مسکو همچنین نمی تواند اعتراف کند که نه تنها ایالات متحده بلکه انگلیس نیز کمک به اتحاد جماهیر شوروی ارائه داده است. در طول جنگ جهانی دوم ، بریتانیا بیش از 7,000 هواپیمای هواپیما ، 27 فروند کشتی جنگی ، 5,218 تانک ، 5,000 اسلحه ضد تانک ، 4,020،1,500 دستگاه کامیون دارویی و باری و بیش از 15,000,000 وسیله نقلیه نظامی و همچنین چند هزار قطعه تجهیزات رادیویی و راداری و XNUMX،XNUMX،XNUMX را به اتحاد جماهیر شوروی تحویل داد. چکمه هایی که سربازان ارتش سرخ چنان ناامیدانه از آن استفاده نمی کردند.

واقعیت شماره 4: اتحاد جماهیر شوروی بدون فعالیتهای ایالات متحده و انگلیس در اقیانوس آرام ، آفریقا و اروپای غربی می توانست قدرتهای محور را تسخیر کند.  

با توجه به حقایق فوق الذکر که اثبات چقدر ضعف و احساسات اتحاد جماهیر شوروی در زمان جنگ جهانی دوم بود ، بیش از این مشخص است که نمی توانست بدون کمک مادی آمریکا و انگلیس و همچنین پشتیبانی نظامی آنها در برابر ماشین جنگ نازی ها بایستد.

مشارکت ایالات متحده در جنگ جهانی دوم و آغاز کارزار آن در اقیانوس آرام علیه ژاپن در 7 دسامبر 1941 پیش شرط دفاع اتحاد جماهیر شوروی (شوروی) از مرزهای خاور دور بود. اگر ژاپن مجبور به تمرکز بر نبرد با نیروهای آمریکایی در اقیانوس آرام نمی شد ، به احتمال زیاد می توانست شهرهای بزرگتر شوروی را که در منطقه مرزی واقع شده اند ، تصرف کند و بدین ترتیب کنترل قسمت قابل توجهی از خاک اتحاد جماهیر شوروی سابق را بدست آورد. با در نظر گرفتن وسعت زیاد اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی روسیه ، زیرساخت های توسعه نیافته و آمادگی کلی ارتش آن ، اگر مجبور به جنگ همزمان در دو جبهه شود ، مسکو حتی چند ماه دوام نمی آورد.  

همچنین باید تأکید کرد که حمله آلمان به اتحاد جماهیر شوروی از فعالیت انگلیس در شمال آفریقا نیز جلوگیری شده است. اگر انگلیس منابع عظیمی را برای جنگ با آلمان در این منطقه خرج نکرده بود ، نازی ها می توانستند نیروهای خود را در تصرف مسکو متمرکز کنند و به احتمال زیاد موفق می شدند.

ما نمی توانیم فراموش کنیم که جنگ جهانی دوم با فرود نرماندی که سرانجام جبهه غربی را به طور کامل باز کرد ، به پایان رسید که بزرگترین کابوس هیتلر و دلیل امضای پیمان بدنام مولوتوف-ریبنتروپ بود. اگر متفقین حمله خود را از قلمرو فرانسه آغاز نکرده بودند ، آلمان می توانست نیروهای باقی مانده خود را در شرق متمرکز کند تا نیروهای اتحاد جماهیر شوروی را عقب نگه دارد و اجازه ندهد که آنها بیشتر به اروپا مرکزی برسند. در نتیجه ، جنگ جهانی دوم می توانست بدون پایتخت کامل در کنار برلین پایان یابد.

بدیهی است که بدون کمک ایالات متحده و انگلیس ، پیروزی اتحاد جماهیر شوروی در جنگ جهانی دوم امکان پذیر نبود. همه چیز حاکی از آن بود که مسکو قصد دارد جنگ را از دست بدهد و تنها به دلیل منابع عظیم مالی و مالی که توسط آمریکایی ها و انگلیسی ها فراهم شده بود ، اتحاد جماهیر شوروی بود که توانست از شوک تابستان 1941 بهبود یابد ، قلمروهای خود را بازیابی کند و سرانجام برلین را تصرف کند. توسط متفقین تضعیف شد.

سیاستمداران در روسیه مدرن وانمود می كنند كه این موضوع را نمی بینند ، و - به جای حداقل اعتراف كردن این پیروزی به دلیل تعامل كل اروپا (از جمله كشورهای اروپای شرقی كه در اینجا به آنها اشاره نشده است) - اموری كه مسكو هم اكنون غالباً متهم به ستایش نازیسم است. آنها - همچنان در کنار اسطوره های مورد تمسخر در مورد جنگ جهانی دوم که به وسیله تبلیغات اتحاد جماهیر شوروی ایجاد شده است ، ایستاده اند.

نظرات بیان شده در این مقاله به تنهایی نویسنده است.

ادامه مطلب
تبلیغات
تبلیغات
تبلیغات

روند